X
تبلیغات
زولا

بوی ریحان در باغ پیچید ...

دست نوشته های ای لــــــــــیا

سه‌شنبه 29 خرداد 1397 ساعت 13:43

1504


‏زن توی حمام دست می‌کشید روی پهلوی راست، جای دست مردی که رفته بود ... جلوی آینه سر را کج کرد روی شانه، لبخندی زد، دست کشید به پهلوی چپ کشید تا روی شکمش، چیزی درونش مچاله شد. چشمها را بست. لبها را گزید.


+ داستانک


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :