بوی ریحان در باغ پیچید ...

دست نوشته های ای لــــــــــیا

چهارشنبه 20 تیر 1397 ساعت 14:20

1517


‏راننده بغلی توی ترافیک دستش توی دماغش بود آروم چرخید به سمت من نگاه کرد دید دارم نگاش میکنم یه خرده توقف کرد جا خورد دستش رو کشید، احساس شرمندگی کردم سرم رو انداختم پایین، حس کردم‌ مزاحم خلسه و آرامشش شدم.



+ از میان همینطوری‌های روزانه


برچسب‌ها: همینطوری ها
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :